X
تبلیغات
رایتل
شنبه 14 شهریور‌ماه سال 1388
شهریور

بادرود به همه

یه چند وقتی یکم دیر دیر میام نت،از همه دوستان معذرت می خوام

راستش این چند وقته کارام یکم درهم برهم شده

کم کم دانشگاه داره شروع میشه منم دیگه میرم سروقت درسا دیگه باید به این طور آپ کردن من عادت کنین

اما تمام سعی خودمو می کنم که زود زود به شما سر بزنم

خوب بریم سر عکسا بذارین از اولش براتون بذارم،بازم از کشاورزی


بعد از تراشیدنش خوب جمعاوری و خرمن کوبی

اما چه خرمن کوبی خسته کننده ای هنوز خستگیش تو بدنمه



اینم خوب ولی وای به حالت اگه زمینتون گل باشه

دارن با یه تراکتور،کومباینو تو زمین می کشن

خوب بعد از اون همه کار سخت دلو زدیم به کوه ودریا

جاتون حسابی  خالی


لابد می گین  این که جنگله،ولی جدی جدی ما رفتیم کوه،تقسیر من نیست کوهایه شمال پراز درخته


اینو که دیدین می گین من واقعا درم خالی می بندم اما راسته راسته

این یه سد خاکی ساخت بشر که همچین ابیرو پشت خودش جمع کرده


از این مناظر فوقلاده لذت ببرین

واقعا جاتون خالی


اینا گاوایه محلی مازندرانی هستن

من یه دوستی دارم که احل جنوب بابل

مثل ما روستایین و گاو محلی دارن اما ما نداریم

یه بار باهم رفتیم کوه یه یروزی اونجا بودیم و اونم برای ما دوغ محلی اورد باورتون نمیشه ولی بعد گذشت یه سالو خورده ای هنوز مزش زیره زبونمه

ارزو میکنم شمام بتونین برای یه بارم شده یه همچین دوغی رو بخورین

از اون بیرن رفتنمون یه چیزه دیگه هم یادم مونده که دلم نمی اد نگم

ما اون روز ۵ساعت تو راه بودیم که نصفش خاکی بود،از کاری که کردیم یعنی امدن این همه راه پشیمون داشتیم میشودیم،اما وقتی رسیدیم اونقدر لذت بردیم که خاطرش فکر نکونم تا وقتی که الزایمربگیرم از یادم بره

هوایه اونجا اینقدر عالی بود که با هر تنفست مست می شدی

خوب عکسای بعدیرو می ذارم تا ازش لذت ببرید



هرجا که اب و دریاچه هست ماهیم هست،پس می تونی حدس بزنی هرجا ماهیه ماهیگیرم هست


بعد از دیدنمون از اون سد تو راه برگشت برای دیدن یه مسجد قدیمی رفتیم که دوتا سقانفار داره

من فقط از یه بخش از مسجد عکس دارم و اونو براتون میذارم


خوب سفر یه روزمون بارفتن به دریا تموم شد وچون از دریامون براتون زیاد عکس گذاشتم تو این آپ بیخیالش می شم

اما یه عکس جالب دارم که سالن دانشگامونه به نظرم قشنگه به همین خاطر براتون می ذارم


اینم عکس چاکر با دوستم


تا حالا غروب افتاب اپارتمان نشینارو ندیده بودم

حالا دیدم


اینجام غروب خوشگلی خودشو داره

بدرود